×

خطا

There was a problem loading image GeorgeSoros.jpeg in mod_featcats
0
0
0
s2sdefault

 

پایگاه صالحات- امام خمینی: e1500001دعواهاى ما دعوايى نيست كه براى خدا باشد. اين را همه از گوشتان بيرون كنيد! همه‏ تان همه ما، از گوشمان بيرون كنيم كه دعواى ما براى خدا است، ما براى مصالح اسلام دعوا مى‏كنيم. خير! مسأله اين حرفها نيست. من را نمى‏شود بازى داد! دعواى خود من و شما و همه كسانى كه دعوا مى‏كنند همه براى خودشان است. همه مى‏گويند پيش بده براى ما!

 

 

 

بخشی هایی از سخنان رهبر کبیر انقلاب ، امام خمینی (ره) در جمع نمايندگان مجلس شوراى اسلامى - 6 خرداد 1360- صحيفه امام، ج‏14، ص: 369

بسم اللَّه الرحمن الرحيم‏

اينهايى كه ديكتاتور شدند اين طور نبوده است كه از اول ديكتاتور زاييده شده باشند.

آنها هم مثل ساير مردم [بودند.] بعد هم وقتى كه به مقامى رسيدند، اين طور نبوده است كه از اول ديكتاتورى كرده باشند. لكن قدم بقدم، ذره به ذره، رو به ديكتاتورى رفتند، يك وقت هيتلر از كار درآمدند؛ يك وقت استالين از كار درآمدند. شيطانى كه در باطن انسان است با كمال استادى انسان را به تباهى مى‏كشد. اگر از اول بگويد كه تو بيا برو يك آدمى را بكش، هر گز نخواهد رفت. از اول انسان را وادار مى‏كند كه اين آدم چطور است، يك غيظى به او بكن. بعد يك قدرى زيادتر. تا كم كم مهيا مى‏كند انسان را از براى اينكه‏آدم هم مى‏كشد! همه اينهايى كه فاسد هستند بتدريج فاسد شدند؛ هيچ كس يكدفعه فاسد نشده است. و هيچيك از ماها هم تصور نكنيم كه مأمون از اين هستيم كه فاسد بشويم. همه در معرض فساد هستيم. همه ما دست به گريبان شيطان [هستيم.] و خصوصاً شيطان نفس، همه گريبانمان به دست اوست. هيچ كس هم از ابتدا فاسدِ فاسد نبوده است. و هيچ كس هم مأمون نيست از اينكه به فساد و به دام شيطان نيفتد. اگر كسى مراقب حال خودش باشد، توجه به مسائل انسانى داشته باشد، با مراقبت و با اينكه خودش را محاسبه كند، اگر فرض كنيد در مجلس، يا در جاى ديگر، يك روزى گذشته است كه در آنجا مسائلى پيش آمده است، شب برود حساب كند ببيند كه واقعاً اينكه من امروز گفتم مبدأ اين چه بود، مبدأ شيطانى داشت يا مبدأ الهى داشت، اگر محاسبه كند آدم شب از خودش و خودش را در محاسبه قرار بدهد كه امروز تو اين صحبت را كردى، اين مبدأ، مبدأ شيطانى بوده است نه مبدأ انسانى و الهى، ممكن است كم كم دنبال اين برود كه اصلاح كند. و اگر اين كار را نكند و همان رويه را تعقيب بكند، هيچ بعيد ندانيد كه يك نفر زاهد، عابد، مسلمان، همه چيز، يك انسان فاسد شقى از كار درآيد.

مأمون نيست هيچ كس.

….

و من تكرار مى‏كنم مجلس بالاترين مقام است در اين مملكت. مجلس اگر رأى داد و شوراى نگهبان هم آن رأى را پذيرفت، هيچ كس حق ندارد يك كلمه راجع به اين بگويد. من نمى‏گويم رأى خودش را نگويد؛ بگويد؛ رأى خودش را بگويد؛ اما اگر بخواهد فساد كند، به مردم بگويد كه اين شوراى نگهبان كذا و اين مجلس كذا، اين فساد است، و مفسد است يك همچو آدمى، تحت تعقيب مفسد فى الارض بايد قرار بگيرد.

...

اين يك مسئله‏اى است اساسى، و بايد همه توجه داشته باشند. به مجرد اينكه يك مطلبى بر خلاف رأى يك نفر است، نبايد بگويد مجلس درست نيست. اين خودش را اصلاح‏ كند. اين خودش درست نيست. نبايد بگويد شوراى نگهبان درست نيست. اين خودش درست نيست. بايد خودش را اصلاح بكند. و اين گرفتارى هست براى ملت ما.

...

ضرورت پايبندى همه به قانون‏

من هميشه ميل دارم كه همه طبقاتى كه هستند، همه كسانى كه در صحنه‏ها حاضر هستند همه با هم بنشينند اصلاح كنند مسائل را. هى ننشينند آن از آن ور بخواهد او را از بين ببرد، او از آن ور بخواهد كه او را از بين ببرد؛ و مسأله را به بن بست برسانند و مملكت را به بن بست. شما به بن بست رسيديد! اشتباه مى‏كنيد. مملكت اسلام كه به بن بست نمى‏رسد. همين مردم، همين پيرزنها و پيرمردها و جوانها و بچه‏ها، از اين بن‏بستها بيرون مى‏آورند اين مملكت را.

اين مردم اسلام را مى‏خواهند. اگر پايتان را از اسلام كنار بگذاريد اين طلبه‏اى كه اينجا نشسته با كمال قوا با شما مخالفت مى‏كند. همه ملت اسلام هم اسلام را مى‏خواهند.

من اول سال به آقايان عرض كردم كه اين سال خوب است سال اجراى قانون باشد. بايد حدود معلوم بشود. آقاى رئيس جمهور حدودش در قانون اساسى چه هست، يك قدم آن ور بگذارد من با او مخالفت مى‏كنم. اگر همه مردم هم موافق باشند، من مخالفت مى‏كنم. آقاى نخست وزير حدودش چه قدر است، از آن حدود نبايد خارج بشود. يك قدم كنار برود با او هم مخالفت مى‏كنم. مجلس حدودش چه قدر است، روى حدود خودش عمل كند. شوراى نگهبان حدودش چه قدر است؛ قوه قضاييه حدودش چى است؛ قوه اجرائيه. قانون معين شده است.

نمى‏شود از شما پذيرفت كه ما قانون را قبول نداريم. غلط مى‏كنى قانون را قبول ندارى! قانون ترا قبول ندارد.

نبايد از مردم پذيرفت، از كسى پذيرفت، كه ما شوراى نگهبان را قبول نداريم. نمى‏توانى قبول نداشته باشى. مردم رأى دادند به اينها، مردم شانزده ميليون تقريباً يا يك قدرى بيشتر رأى دادند به قانون اساسى. مردمى كه به قانون اساسى رأى دادند منتظرند كه قانون اساسى اجرا بشود؛ نه هر كس از هر جا صبح بلند مى‏شود بگويد من شوراى نگهبان را قبول ندارم، من قانون اساسى را قبول ندارم، من مجلس را قبول ندارم، من رئيس جمهور را قبول ندارم، من دولت را قبول ندارم.

نه! همه بايد مقيد به اين باشيد كه قانون را بپذيريد، و لو بر خلاف رأى شما باشد. بايد بپذيريد، براى اينكه ميزان اكثريت است؛

و تشخيص شوراى نگهبان كه اين مخالف قانون نيست و مخالف اسلام هم نيست، ميزان است كه همه ما بايد بپذيريم.

من هم ممكن است با بسيارى از چيزها، من كه يك طلبه هستم، مخالف باشم.

لكن وقتى قانون شد [تصويب‏] خوب، ما هم مى‏پذيريم. بعد از اينكه يك چيزى قانونى شد ديگر نق زدن در آن، اگر بخواهد مردم را تحريك بكند، مفسد فى الارض است؛ و بايد با او دادگاهها عمل مفسد فى الارض بكنند.

و اگر نه، رأى مى‏دهد آرام. با رأى آرام هيچ كس مخالف نيست. شما مى‏گوييد كه نخير، اينكه گفتند اينها اشتباه كردند؛ ولى ما در مقام عمل قبول داريم. رأيمان اين است كه اين جورى نيست؛ اما در عمل ملتزم هستيم.

اين هيچ مانعى ندارد. البته مسائل اگر مسائل اسلامى باشد، اگر در رأى هم مخالف باشيد، بايد تو سرتان زد! اما اگر يك مسائل سياسى هست، مسائل [ديگر] هست، مى‏گوييد اينها اشتباه كرده‏اند، بسيار خوب، ممكن است يك ميليون جمعيت هم اشتباه بكنند؛ اين اشكال ندارد؛

...

هواى نفس، منشأ تمام دعواها

دعواهاى ما دعوايى نيست كه براى خدا باشد. اين را همه از گوشتان بيرون كنيد! همه‏تان همه ما، از گوشمان بيرون كنيم كه دعواى ما براى خدا است، ما براى مصالح اسلام دعوا مى‏كنيم. خير! مسأله اين حرفها نيست. من را نمى‏شود بازى داد! دعواى خود من و شما و همه كسانى كه دعوا مى‏كنند همه براى خودشان است. همه مى‏گويند پيش بده براى ما! همه مى‏خواهند تمام اين قدرت چى‏چى. آخر من نمى‏فهمم چه قدرتى الآن در كار هست!

خوب، محمد رضا اگر دنبال اين مسائل مى‏رفت مطلبى بود، براى اينكه يك قدرتى بود- قدرت شيطانى بود- كسى حق نداشت يك كلمه بگويد؛ اما امروز كه بقال سر محله مى‏آيد و مى‏گويد كه برادر نخست وزير اينجا اين كار درست نيست، برادر رئيس جمهور اين كار درست نيست، اين ديگر قدرتى نيست. يك برادرى است، يك دسته برادرند، يك دسته‏شان شانسشان آورده است آنجا نشسته‏اند؛ يك دسته بيچاره هم براى اينها سينه مى‏زنند! قدرت نيست كه ما حالا براى يك قدرتى بياييم. اينها تلبيسات ابليس است كه بر ما غلبه كرده است. و اين تلبيسات ابليسى را چنانچه مسامحه كنيد، شما را به جهنم مى‏فرستد! در همين دنيا هم به تباهى مى‏كشد. در همين دنيا ايستاده است اين تلبيس نفسانى و اين شيطان نفس ايستاده است تا آنجايى كه همه چيز دنيا را به باد فنا بدهد. هيتلر حاضر بود تمام بشر از بين برود، و خودش در آن قدرت همان آلمان باقى باشد. آن نژاد بالاتر و اين چيزى كه در مغز هيتلر بود در مغز همه شما هست! خودتان غفلت كرده‏ايد. در مغز همه اين مطلب هست كه همه بروند و من [باشم‏]! تا نرويد سراغ اينكه يك انصافى در كار باشد، يك توجهى به خدا در كار باشد. يك حسابى در كار باشد، كه خودتان از خودتان حساب بكشيد كه من امروز مى‏خواهم چه بكنم، مى‏خواهم‏ همه مملكت ايران را به هم بزنم براى اينكه من باشم و هيچ كس نباشد نه، همه باشيد، و همه هم حفظ كنيد مملكت را. همه باشيد، و همه روى قانون عمل بكنيد قانون اساسى را باز كنيد، و هر كس مرز و حد خودش را تعيين كند. به ملت هم بگويند كه قانون اساسى ما براى دولت اين را وظيفه كرده است؛ براى رئيس جمهور اين را؛ براى مجلس اين را؛ براى فرض كنيد فلان كار براى ارتش اين را. براى همه وظيفه معين كرده است. به مردم بگويند در قانون اساسى كه شما رأى داديد برايش، وظيفه ما اين است. در لفظ فقط نباشد، و در واقع خلاف. واقعاً سر فرود بياوريد به قانون؛ و واقعاً سر فرود بياوريد به اسلام. لفظ را همه مى‏گويند. شايد شيطان را هم ازش بپرسند، مى‏گويد من انقلابى هستم! امروز همه انقلابى هستند! امروز همه دلسوز براى ملت هستند! امروز دعواى اينكه ما همه جنگ هم رفته‏ايم- و شما ديديد كه يك دسته نوشته‏اند كه ما از اول در جنگ چه بوديم- گفته‏اند. خوب، من هم مى‏توانم بگويم من در صفِ اول جنگ دارم جنگ مى‏كنم، ولى اينجا افتادم همين طور. بايد به حسب واقع، به حسب انصاف، به حسب وجدان، اين مردمى كه شماها را روى كار آورده‏اند، اين مردم زاغه‏نشين كه شماها را روى مسند نشانده‏اند ملاحظه آنها را بكنيد، و اين جمهورى را تضعيفش نكنيد. بترسيد از آن روزى كه مردم بفهمند در باطن ذات شما چيست، و يك انفجار حاصل بشود. از آن روز بترسيد كه ممكن است يكى از «ايام اللَّه»- خداى نخواسته- باز پيدا بشود. و آن روز ديگر قضيه اين نيست كه برگرديم به 22 بهمن. قضيه [اين‏] است كه فاتحه همه ما را مى‏خوانند! من از خداى تبارك و تعالى اميد اين را دارم كه به ما عنايت بفرمايد و ما را هدايت كند به يك راهى كه مرضى اوست؛ و قلمهاى ما را هدايت كند به يك نوشته‏هايى كه مورد رضاى اوست. و بر زبانهاى ما جارى كند يك چيزهايى را كه مورد رضاى اوست.

و السلام عليكم و رحمة اللَّه و بركاته‏

 

نوشتن دیدگاه

دیدگاه‌ها  

# اصیل زاده 1392-05-15 19:35
خدا رحمت امام و شهدا را که هر چه داریم از برکت وجود این بزرگواران است
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# عباس 1392-02-31 01:49
خدا بهمون رحم كنه و امام زمان عج حافظ نفسمون باشه.
خيلي خرابم و خرابيم!!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0
0
0
s2sdefault

تصاویری از گالری

گالری تصاویر

پر بازدید ترين مطالب