0
0
0
s2sdefault

 

مقام معظم رهبري : بحمدالله با اين وصيت نامه ها تا حدودي انس داشتم و دارم‚ ديده ام كه بعضي از اين وصيت نامه ها‚ چه طور حاكي از همان روح عرفان است. راهي را كه يك عارف و يك سالك در طول سي سال‚ چهل سال طي مي كند‚ رياضت مي كشد‚ عبادت مي كند‚ حضور پيدا مي كند‚ از اساتيد فرا مي گيرد‚ چه قدر گريه ها‚ چه قدر تضرعها‚ چه قدر كارهاي بزرگ‚ اين راه طولاني را يك جوان در ظرف ده روز‚ پانزده روز‚ بيست روز در جبهه پيدا كرده و طي كرده است.

 

پایگاه صالحات - شرح حال شهید محمدهادی نصرالله بر اساس پرونده او در بنیاد شهید لبنان 1

 

* نام: هادی حسن نصرالله

* نام جهادی: هادی

* سطح تحصیلات : دبیرستان

* تاریخ ومحل تولد: روستای البازوریه - 1979

* وضعیت اجتماعی: متأهل

* تعداد فرزندان: ندارد

* تاریخ پیوستن به مقاومت: 1996

* دوره های آموزشی: کوماندویی، رزمی، فرهنگی

* مهم ترین فعالیتهای جهادی: شرکت در بسیاری ازعملیات ضد صهیونیستی

* آیا تا کنون دستگیر شده است؟ خیر

* مشخصات فردی: آرام، شاد، راستگو، علاقمند به نماز شب و نیایش

* تاریخ شهادت: 13/9/1997

* مکان دفن: رژیم صهیونیستی پیکر او را حدود سه سال به اسارت گرفت و پس از آزادی در سال 2000 در گلزار شهدای بیروت "روضه الشهیدین " به خاک سپرده شد.

* مادر شهید: فاطمه یاسین

*هادی در آخرین خداحافظی، چون سایر شهیدان چهره ا ی بسیارآرام داشت

 

فضای خانه را عطر نماز و نیایش پر کرده است... قلب پدر سرشار از شادی است... پدری که به تنهایی، سختیهای راه مقدس مقاومت و دردهای امت را به دوش کشیده است...

 

سحرگاه سرد روز چهار شنبه نوزدهم ژانویه سال 1979، پدر، اولین فرزند خود را گرم در آغوش می گیرد و در گوش او اذان اقامه می گوید، "حی علی الفلاح، حی علی خیر العمل ". از بدن نوزاد، شبنم می تراود و بوی عطرآگین شبنم او با نسیم سحر درهم می آمیزد و در بلندترین قله "جبل الرفیع " مسکن می گزیند. این رایحه بهشتی، روح سید محمد هادی نصرالله است که 17 سال بعد به آسمان هفتم عروج می کند.

 

از آغازین روزهای کودکی، نشانه های نبوغ، تیزهوشی، ثبات شخصیت، خوشرویی، مهربانی، خدمتگزاری و فروتنی در سیمای محمد هادی هویدا بود. او همواره برای برادرانش محمد جواد و محمد علی و یگانه خواهرش زینب، برادری مهربان ودوستی وفادار بود.

2

( سید حسن و دو فرزندش شهید سید هادی(چپ) و سید جواد (راست) )

محمد هادی در سن چهارسالگی وارد مدرسه الناصر و سپس مدرسه الرسول الاعظم(ص) در شهر بعلبک در منطقه بقاع شد. پس از انتقال خانواده به بیروت، سید هادی تحصیلات خود را در مجتمع آموزشی المصطفی ادامه داد. این مجتمع بزرگ آموزشی زیر نظر حزب الله اداره می شود. در سال سوم متوسطه و در حالی که بیش از 15 سال نداشت، با موافقت پدر، به طور موقت ترک تحصیل کرد تا به صفوف رزمندگان مقاومت اسلامی بپیوندد، زیرا جهاد وشهادت در راه خدا همواره آرزوی قلبی او بوده است. محمدهادی در وصیتنامه خود چنین نوشته است:

"اینک به یاری خداوند، مجاهدی از مجاهدان مقاومت اسلامی شده ام. هدف از پیوستن به مقاومت، آزاد سازی سرزمین جنوب لبنان و دفاع از حریم دین خدا و ناموس مردم است. از خدای متعال مسئلت دارم مرا در ردیف شهیدان راه خود قرار دهد. "

 

حضور در صفوف مقاومت و میدانهای رزم، همه توجه و تلاش محمدهادی را به خود معطوف کرده بود و بسیاری از روزهای عمر خود را در جبهه های جهاد و قهرمانی سپری کرد و با ارتفاعات "جبل صافی " و "اللویزه " و "ملیتا " انس گرفت. هرگاه به شهر و خانه باز می گشت، بیش از دو یا سه روز در خانه نمی ماند. زیرا تاب دوری از دوستان همرزم خود را نداشت و دوری از آنها را با راز و نیاز با پروردگار و دعا و تلاوت قرآن جبران می کرد.

3

محمدهادی در روز چهارم آوریل سال 1997 با تشویق پدر و مادر خود، با دختر شیخ علی خاتون، پیمان زناشوئی بست. او در دوران نامزدی تلاش کرد از همسرش بانویی نمونه بسازد. سید محمدهادی نصرالله که یکی از رزمندگان مقاومت اسلامی بود و هر لحظه امکان داشت به فیض شهادت نایل شود، کوشید همسرش را برای چنین روزی آماده کند و سرانجام تلاشهای او به ثمر رسیدند.

 

محمدهادی در روز دوازدهم سپتامبر سال 1997، به همراه تعدادی از همرزمان خود در جریان رویارویی با اشغالگران صهیونیست در نزدیکی پایگاه اسرائیلیها در محور سجد در جبل الرفیع در منطقه اشغالی اقلیم التفاح به شهادت رسید. بی تردید نام او در حافظه تاریخ جاودانه خواهد ماند.

در مسیر راه برگزاری مجلس ترحیم شهادت محمد هادی نصرالله فرزند دبیرکل حزب الله که مخصوص بانوان برپا شده بود، در این فکر بودم که در اولین دیدار با بانو فاطمه یاسین، مادر شهید هادی نصرالله به او چگونه سلام کنم و چه بگویم.. آیا به او تسلیت بگویم یا تبریک؟. در مسیر راه فکر می کردم با مادری غمگین، اندوهگین و دردمند که باقیمانده اشک چشمان گریان خود را پاک می کند، روبه رو می شوم.. همه تصور من این بود که مادر شهید باتسلیت بانوان عزادار که برای تسلی خاطر او آمده اند احساس آرامش می کند، اما هرگز به ذهنم خطور نکرده بود که در حسینیه حضرت زینب(س) در محله "حارة حریک " با صحنه ای خلاف آنچه که فکرش را می کردم روبه رو خواهم شد.

 

بانو فاطمه یاسین، همسر سید حسن نصرالله، خاطر عزاداران را تسلی می داد و آنان را به بردباری فرا می خواند و از آنان می خواست فقط برای امام حسین(ع) گریه کنند. گاهی هم به نشانه افتخار به شهادت فرزند برومندش لبخندی بر چهره او نمایان می شد.

 

پرچمهای زرد رنگ، حزب الله و پلاکاردهای تبریک و تسلیت شهادت بر در و دیوار ورودی حسینیه حضرت زینب(س) آویخته شده بودند. مادر و بازماندگان شهید آرزو داشتند مراسم عروسی سید هادی را در این حسینیه برگزار کنند و به زودی از آنجا به خانه زناشویی برود. در جایگاهی در صدر مجلس، دسته گل بزرگی به چشم می خورد و عکس شهید، میان گلها قرار داده شده بود. قاریان زن به ترتیب، آیه های قرآن را تلاوت می کردند. دختران نیز داوطلبانه شیرینی و حلوا میان عزاداران توزیع می کردند. پلاکاردهای تبریک شهادت سید هادی نصرالله به امام زمان(عج) و امام خمینی(ره) و سید حسن نصرالله، دیوار حسینیه را پوشانده و روی یکی از این پلاکاردها نوشته شده بود که وعده پیروزی ما بر اسرائیل، در کنار گذرگاه های مرزی فلسطین اشغالی است.

 

درصدر مجلس مادر شهید و در سمت راست او، نامزد شهید، دوشیزه بتول شیخ علی خاتون و نزدیک او زینب نصرالله خواهر دوازده ساله شهید و در سمت چپ فاطمه یاسین، مادر بزرگهای پدری و مادری شهید نشسته اند. بازماندگان شهید با وقار و با نظم خاصی به مهمانان خوشامد می گویند. دو تن از بانوان که در جمع مادر و بازماندگان شهید نشسته اند، عزاداران و تهنیت گویان را معرفی می کنند.

 

"خدا به شما پاداش نیک بدهد " و "شهادت برشما مبارک باشد " از جمله عباراتی بودند که پیوسته به گوش بانو فاطمه یاسین، همسر سید حسن نصرالله، می رسید. چشمان گریان برخی از تسلیت گویان و سخنانی نظیر همه ما به شهادت ایمان داریم، اما توان تحمل چنین لحظاتی را نداریم، مادر شهید را آزار می دهند. عبارات تحریک آمیز برخی از زنان هرگز خللی در صبر و شکیبایی مادر شهید به وجود نمی آورد. بانویی به مادر شهید گفت، "در تلویزیون همسرتان را آرام دیدم. انتظار نداشتم شما را هم این قدر آرام و شکیبا ببینم، زیرا شما مادر هستید ".

 

گویی برخی از دلداریها و عبارتها، روحیه مادر شهید را دو چندان می کند و امّ هادی به ناچار بر شانه برخی از تهنیت گویندگان دست نوازش می کشد و رفتار انفعالی آنان را مهار می کند. به محض اینکه یکی از دبیران شهید سید هادی نصرالله در مجتمع آموزشی المصطفی نگاهش به مادر شهید می افتد و یاد شاگردش می کند، بدون اراده می گرید. بانوی دیگری درحالی که نشانه های رضایت به قضا و قدر الهی را در چهره فاطمه یاسین می بیند، ناگهان به گریه می افتد. بانوی دیگری، از سید هادی به عنوان الگو و اسوه جوانان متعهد لبنان نام می برد و می گوید، "ای کاش فرزندان ما هم مثل فرزندان شما بودند. "

 

"هادی واقعاً شایستگی این نام را داشت. او انسانی خدمتگزار، با اخلاق وپرهیزکار بود. " این سخن یکی از بانوان است که در گوش دیگری زمزمه می کند، "خداوند او را بیامرزد بسیار مهربان بود. " به ایشان نزدیک می شوم و سؤال می کنم، "با سه روز فراق چه می کنی؟ " پاسخ می دهد که کاری از دستش ساخته نیست و می گوید که یک روز پیش در اخبار سراسری تلویزیون پیکر هادی را روی برانکارد دیده و او را از انبوه ابروان و شکاف سرش شناخته است. انگار به خواب رفته بود. نفس عمیقی می کشد و می افزاید، "آری به خواب رفته بود و شباهتی به مردگان نداشت. "

6

( پیکر پاک شهید سید هادی نصرالله ملبس به لباس رزم و غرق در خون که در تلویزیون رژیم صهیونیستی به نشان داده شد )

 

مادر سید محمد هادی در پاسخ به این سؤال که آیا به هنگام تنهائی در خانه برای فرزندش گریه می کند یا نه، می خندد و می گوید، "تاکنون گریه نکرده ام و تظاهر به گریه هم نمی کنم. صبر وشکیبایی نعمتی ارزشمند است که خداوند به من ارزانی داشته است. از خدا می خواهم که این نعمت را از من دریغ نکند. "

 

از او می پرسند، "آیا همسران رؤسای سه قوه تاکنون به شما تسلیت گفته اند؟ " پاسخ می دهد، "الیاس هراوی رئیس جمهوری پیشین وهمسرش تلفنی به من تسلیت گفتند. همسران برخی وزیران و نمایندگان پارلمان نیز برای تسلیت نزد من آمدند. "

 

بر اساس کارت شناسایی باقیمانده از محمدهادی نصرالله، مشخص می شود که او ترجیح داده بود برای مدت کوتاهی تحصیلات خود را معلق نگه دارد و پس از دوره راهنمائی به صفوف رزمندگان مقاومت پیوست. حدود چهار ماه پیش از شهادت با دوشیزه بتول فرزند شیخ علی خاتون که از دوران کودکی در شهر بعلبک با خانواده او همسایه بودند، عقد کردند و منتظر تکمیل تهیه جهیزیه ازدواج بود تا زندگی مشترک را آغاز کنند.

 

سیدهادی حدود سه سال بود که درعملیات ضد صهیونیستی شرکت می کرد. در هرعملیاتی که در جنوب لبنان روی می داد، مادر او، مانند همه مادران رزمندگان، انتظار شنیدن خبر شهادت فرزندش را داشت و هر روز برای هادی و سایر همرزمان او صدقه می داد. آخرین خداحافظی هادی با خداحافظیهای پیشین متفاوت بود. مادر می گوید، " هادی در آخرین خداحافظی بسیار آرام بود و لبخندی پنهان درچهره اش دیده می شد، انگار می خواست چیزی را از من پنهان کند. هنگامی که به من اطلاع دادند هادی همراه سه رزمنده دیگر مفقود شده اند، تسلیم اراده خدا شدم. به خدا توکل و همه چیز را به او واگذار کردم. "

 

فاطمه یاسین با افتخار بیان می کند، "گمان می کنم درتربیت فرزندم موفق بوده ام. با شهادت او بهره مند شدم. زیان نکرده ام و بی تردید روز قیامت، نزد اهل بیت(ع) از من شفاعت خواهد کرد. این دنیا گذرگاه آخرت است و هادی راه را کوتاه کرد. "

 

امّ هادی در برابر نگاههای خیره و پر استفهام دیگران می کوشد آنان را متقاعد کند که به احساسات و عواطف خود اجازه نمی دهد بر او چیره شوند. او چنین می گوید، "هنگامی که احساسات برمن هجوم می آورند، حضرت فاطمه زهرا(س) و صحنه وداع حضرت زینب(س) در کربلا را به یاد می آورم. حضرت زینب با از دست دادن برادران و اهل بیتش اراده اش را از دست نداد. او در برابر فاجعه کربلا صبر و شکیبایی نشان داد. من فقط یک فرزندم را ازدست داده ام و در مقابل این بزرگان چیزی نیستم. باید ازاین عزیزان الگو بگیریم. "

 

او در واکنش به اسارت پیکر فرزندش سید هادی توسط نظامیان صهیونیست می گوید، "این پیکر هم مانند اجساد سایر شهیدان مقاومت است، تفاوتی میان آنان نیست. من نیز مادری چون مادر سایر شهیدان هستم. در اخبار شنیده ام که دشمن پیشنهاد مبادله پیکر فرزندم با اجساد نظامیان صهیونیست را کرده که در جریان عملیات ناکام انصاریه در لبنان مانده اند. او کورخوانده است و باید پیکر همه شهیدان را بدهد و اسیران را آزاد کند. تنها یک پیکر را قبول نداریم و تسلیم پیشنهادات وقیحانه اشغالگران نمی شویم. " بانو فاطمه یاسین برتصمیم خویش برای ادامه راه شهید هادی نصرالله و فراهم نمودن زمینه پیوستن پسر دوم خود محمدجواد نصرالله به گروههای مقاومت تأکید دارد.

 

سید هادی نصرالله به روایت پدر

 

سید حسن نصرالله اینگونه شهادت فرزند خویش را روایت می کند:

4

 

گاهی عملیاتی در داخل مناطق اشغالی داشتیم. شهید هادی در برخی از این رشته عملیات شرکت می کرد. در یکی از آن رشته عملیات در منطقه اقلیم التفاح ایشان با تعدادی از برادران رزمنده با گروهی از نظامیان صهیونیست برخورد کرد و در درگیری با این گروه، هادی و دو تن از برادران شهید شدند. بعد از آن بین رزمنده های ما و صهیونیست ها درگیری گسترده ای رخ داد و کار به جایی رسید که تعدادی از سربازان و افسران ارتش لبنان نیز در کنار رزمندگان ما علیه صهیونیست ها وارد عمل شدند و جنگنده های دشمن منطقه را به شدت بمباران کردند و تعدادی از ارتشی های لبنان را هم به شهادت رساندند. این حادثه خیلی مهم بود چرا که برای اولین بار تعدادی از نیروهای ارتش در کنار رزمندگان مقاومت به شهادت رسیدند. شاید حضور هادی میان شهدا، این حادثه را برای مردم پررنگ تر و برجسته تر نشان داد و از نظر سیاسی و رسانه ای خیلی مهم جلوه کرد، اما از نظر بنده هادی که پسر من است مثل دیگر شهداست و هیچ ارزش فوق العاده ای در قیاس با دیگر شهدا ندارد. او هم مثل دیگر شهدا و رزمندگان است که در میدان شرف و عزت به شهادت رسیده اند. شهادت پسر من حالت خاصی در حزب الله نیست. در جنک اخیر (جنگ 33روزه) و سال های طولانی مقاومت سران و فرماندهان حزب الله همگی فرزندانشان در خطوط مقدم نبرد با صهیونیست ها بوده اند. حتی در جنگ اخیر تعدادی از بچه های فرماندهان حزب الله در خط مقدم با دشمن می جنگیدند.نمی گوییم بچه فلان شخص، فلان جا می جنگد. اینها در حزب الله طبیعی است. هادی هم در مقاومت بود و در خطوط مقدم خدمت می کرد و چون شهید شد همه فهمیدند که در خط اول نبرد با دشمن بوده است. این را با تاکید عرض می کنم که بچه های فرماندهان و سران حزب الله در طول سال های مقاومت و جنگ اخیر همگی در خطوط مقدم بوده اند. چیزی که رخ داده مخصوص شخص من و پسر بنده نیست که در خطوط مقدم باشد و شهید شود.

 

شهادت

 

سپتامبر ۱۹۹۷ دو تن از رزمندگان حزب‌الله، در حمله به یکی از مواضع ارتش اسرائیل در منطقه جبل‌الرفیع در جنوب لبنان به شهادت رسیدند و پیکر آنان به دست نیروهای اسرائیلی افتاد. تلویزیون اسرائیل بدون اطلاع از هویت این دو نفر، تصویر خون‌آلود آنان را به نمایش گذاشت. به سرعت مشخص شد که یکی از این دو تن، سیدهادی، فرزند سیدحسن نصر‌الله، دبیر کل حزب‌الله است. این خبر همانند بمبی در جامعة لبنان صدا کرد. در تاریخ لبنان، چه در زمان جنگ داخلی و چه در مقابله با تجاوز نظامی اسرائیل، هیچ‌گاه دیده نشد که فرزند یکی از رهبران گروه‌های سیاسی و یا شبه‌نظامیان، در راه مبارزه کشته شده باشد.

5

( دست خون آلود سید هادی نصرالله( تصویر به نمایش در آمده توسط تلویزیون رژیم صهیونیستی)

این واقعه، موجی از احساسات جوشان همدردی، احترام و شیفتگی را نسبت به دبیر کل حزب‌الله در میان همة طوایف مذهبی لبنان در پی داشت؛ به گونه‌ای که همة آحاد ملت لبنان، از هر دین و مذهبی، تحت تأثیر شدید این واقعه قرار گرفتند.

 

رهبران سیاسی لبنان نیز یکی پس از دیگری به دیدار سیدحسن نصر‌الله رفتند و ضمن گفتن تبریک و تسلیت به مناسبت شهادت سیدهادی، نسبت به شخصیت مبارز و صادق دبیر کل حزب‌الله، مراتب قدردانی و احترام خود را ابراز داشتند. این ابراز همدردی و احترام، منحصر به لبنان نبود و حتی امیرعبد‌الله، ولیعهد عربستان نیز برای نخستین بار در تاریخ حزب‌الله، با ارسال پیام تسلیت برای دبیر کل حزب‌الله، حمایت خود را از مقاومت اسلامی اعلام کرد.

8

 

متن کامل وصیت‌نامه شهید سیدهادی نصرالله

 

بسم‌ الله‌ القاصم‌ الجبارین‌

 

رب‌ اشرح‌ لی‌ صدری‌ و یسرلی‌ امری‌ و احلل‌ عقده من‌ لسانی‌ یفقهوا قولی، صدق‌‌الله‌العظیم‌

 

شهادت‌ می‌دهم‌ که‌ هیچ‌ خدایی‌ جز «الله‌» نیست‌ و او، واحد است‌ و شریکی‌ ندارد و شهادت‌ می‌دهم‌ که‌ گذر زمان‌ حق‌ است‌ و در ساعات‌ آینده‌ نیز هیچ‌ شک‌ و تردیدی‌ نیست‌.

 

درود و سلام‌ بر اشرف‌ مخلوقات‌ خدا، محمد و خاندان‌ مطهرش‌. سلام‌ برتمامی‌ انبیا و فرستادگان‌ و راستگویان‌ و اوصیا خدا.

سلام‌ بر بانوی‌ بزرگوارم‌ حضرت‌ فاطمه‌ زهرا.

سلام‌ بر آقا و سرورم‌ اباعبدالله‌ و بر روح‌ مطهر فرزندان‌ و یارانش‌.

سلام‌ بر حضرت‌ قائم‌، حجت‌ منتظر (عج‌).

سلام‌ بر روح‌ مقدس‌ امام‌ خمینی‌. سلام‌ بر امام‌ و رهبر بزرگ‌، سید علی‌ خامنه‌ای‌.

سلام‌ بر رهبر امت‌ حزب‌ الله‌.

سلام‌ بر سید شهیدان‌ مقاومت‌ اسلامی‌، سید عباس‌ موسوی‌ و شیخ ‌شهیدان‌ مقاومت‌، شیخ‌ راغب‌ حرب‌.

سلام‌ بر شهدای‌ اسلام‌ و شهیدان‌ مقاومت‌ اسلامی‌.

سلام‌ بر مجاهدین‌ و رزمندگان‌ دلیر.

سلام‌ بر اهالی‌ پایدار و مقاوم‌ جنوب‌ و بقاع‌ غربی‌ لبنان‌.

سلام‌ و رحمت‌ خداوند و برکات‌ او بر همه‌ شما.

 

حمد و ستایش‌ خداوند که‌ ما را بر دینش‌ هدایت‌ کرد و از شیعیان ‌امیرالمؤمنین‌ علی‌ بن‌ابیطالب‌(ع‌)، و از دوستداران‌ بانوی‌ کوثر، فاطمه‌ زهرا ـ که‌ برترین‌ درودها و سلام‌ها بر او باد ـ و از پیروان‌ و دوستداران‌ قلبی‌ رسول‌خدا(ص‌) و امام‌ حسن‌ و امام‌ حسین‌(ع‌)، جوانان‌ اهل‌ بهشت‌ قرار داد. از خداوند مسئلت‌ دارم‌ که‌ آنان‌ را شفیع‌ ما و همه‌ مسلمانان‌ در روز قیامت‌ قرار دهد.

پس‌ از سلام‌ و درود، وصیت‌‌نامه‌ خویش‌ را برای‌ شما می‌نویسم‌:

به‌ لطف‌ و یاری‌ پروردگار، اکنون‌ یکی‌ از مجاهدین‌ مقاومت‌ اسلامی‌ هستم‌ و با هدف‌ آزادی‌ و دفاع‌ از دین‌ خداوند متعال‌ و حفظ‌ حرمت‌ دین‌، به ‌این‌ جمع‌ پیوسته‌ام‌. از خداوند طلب‌ می‌کنم‌ که‌ شهادت‌ در راهش‌ را روزِی‌ من‌گرداند.

 

ستایش‌ خدایی‌ که‌ مرا موفق‌ گردانید تا پس‌ از کسب‌ رضایت‌ پدرم‌ مبنی ‌بر ترک‌ درس‌ و تحصیل‌، برای‌ پیوستن‌ به‌ واحدهای‌ مجاهدین‌ مقاومت ‌اسلامی‌ به‌ این‌ سعادت‌ دست‌ پیدا کنم‌ و یکی‌ از رزمندگان‌ و جهاد کنندگان ‌امت‌ حزب‌ الله‌ باشم‌. خدا را شاکرم‌ که‌ مرا پذیرفت‌ تا به‌ این‌ سعادت‌ نائل‌ شوم ‌که‌ در ارتفاعات‌ و کوه‌های‌ عظیم‌ «ملیتا»، «صافی‌»، «عقماته‌» و «لویزه‌» از پرچم‌ دین‌ و ولایت‌ و امت‌ مسلمان‌ و از کودکان‌ و پیران‌ و همه‌ مردم‌ مظلوم‌ دفاع‌ کنم‌ و بتوانم‌ در برابر دشمنان‌ خدا و مردم‌، این‌ جرثومه‌ فساد، رژیم‌ صهیونیستی، به‌ قیام‌ واجب‌ برخیزم‌ و از دو راه‌ پیروزی‌ِ با عزت‌ و شهادت‌ در راه‌ خدا، به‌ یکی‌ نائل‌ شوم‌.

 

ـ پدر عزیزم‌! آقا و سرورم‌، مولا و امینم‌، رهبر، استاد و مرشدم‌!

9

سلام‌ بر تو که‌ هم‌ پدرم‌ بودی‌، هم‌ سرورم‌، هم‌ رهبرم‌ و هم‌ امینم‌. سلامی ‌از صمیم‌ قلب‌ بر شما می‌فرستم‌.

 

سلام‌ بر تو از آن‌ هنگام‌ که‌ زاده‌ شدی‌، رشد کردی‌، قیام‌ کردی‌ و آن‌ هنگام‌ که‌ می‌نشینی‌ و آن‌ هنگام‌ که‌ قرائت‌ می‌کنی‌، هنگامی‌ که‌ سخن ‌می‌گویی‌ و خطبه‌ می‌خوانی‌، هنگامی‌ که‌ می‌خوابی‌ و هنگامی‌ که‌ برمی‌خیزی‌. سلامی‌ از اعماق‌ وجودم‌ بر تو باد. سلام‌ و اشتیاق‌ قلبی‌‌ام‌ بر تو که‌ عطر پیامبر از وجودت‌ به‌ مشام‌ می‌رسد.

 

پدرم‌! همانا تو مرا تربیت‌ کردی‌، آموختی‌ و ارشادم‌ کردی‌؛ و ان‌‌شاءالله‌ با حسن‌ ظن‌ تو، در آینده‌ نیز همین‌ گونه‌ خواهم‌ بود.

 

پدرم‌! شما را فقط‌ به‌ دعا سفارش‌ می‌کنم‌ و از شما درخواست‌ دارم‌ که‌ روز قیامت‌ شفیع‌ من‌ باشی‌؛ روزی‌ که‌ انسان‌ از پدرش‌، صاحب‌ و فرزندش‌ فرار می‌کند.

 

ملتمسانه‌ و خاضعانه‌ از شما خواهش‌ دارم‌ و برایتان‌ دعا می‌کنم‌. دعا برای‌ حفظ‌ رهبری‌ مقاومت‌ اسلامی‌ و امت‌ حزب‌ الله‌. این‌ دعای‌ خاص‌ برای ‌مجاهدین‌ مقاومت‌ اسلامی‌، بر پا دارندگان‌ مجد و عظمت‌ و پیروزی‌، برای‌ این ‌است‌ که‌ خداوند جهاد در راهش‌ را توفیقشان‌ داده‌. همه‌ آنان‌ را سفارش‌ می‌کنم‌ و خواهش‌ دارم‌ و التماس‌ دعا دارم‌؛ دعایی‌ خالصانه‌ برای‌ ولی‌ امر مسلمین،‌ حضرت‌ آیت‌ الله‌ خامنه‌ای‌، و سفارش‌ می‌کنم‌ که‌ همچنان‌ از او حمایت‌ و پشتیبانی‌ معنوی‌، روحی‌ و جانی‌ داشته‌ باشید که‌ این‌ حمایت‌، نه ‌نیاز او، که‌ برای‌ خودتان‌ است‌.

 

پدر عزیزم‌! از تو خواهش‌ می‌کنم‌ که‌ مرا ببخشی‌ و حلالم‌ کنی‌. همچنان‌ التماس ‌می‌کنم‌ که‌ حلالم‌ کن‌، حلالم‌ کن‌، حلالم‌ کن‌! ای‌ مولا و سرورم‌.

 

ـ مادر عزیزم‌! سلام‌ و درود خداوند باریتعالی‌ بر تو باد.

 

ای‌ کسی‌ که‌ سرپرستم‌ هستی‌ و هر روز صبح‌ برای‌ توفیقم‌ دعا می‌کنی‌! و مرا ثبات‌ قدم‌ و ادب‌ آموختی‌. از تو خواهش‌ می‌کنم‌ که‌ مرا حلال‌ کنی‌ و به‌ هیچ ‌وجه‌ در سوگم‌ لباس‌ سیاه‌ بر تن‌ نکنی‌ و محزون‌ و غمناک‌ نشوی‌، بلکه‌ برای ‌تمامی‌ شهدای‌ اسلام‌ سیاه‌ بپوشی‌. به‌ شما وصیت‌ می‌کنم‌ که‌ صبور باشید و مهر و شکیبایی‌ خویش‌ را از یاد نبرید همان‌ گونه‌ که‌ شما را به‌ صله‌ رحم‌ وصیت‌ می‌کنم‌.

 

ـ خواهر و برادران‌ عزیزم‌!

 

جواد، زینب‌ و محمدعلی‌. سلام‌ و رحمت‌ و برکات‌ خداوند بر شما عزیزان‌. شما را به‌ تقوای‌ الهی‌ در کارهایتان‌ سفارش‌ می‌کنم‌ و اینکه‌ سعی‌ کنید که‌ بیش‌ از پیش‌ به‌ خداوند نزدیک‌ شوید و به‌ اولیاء خدا و ائمه‌ اطهارش‌ ـ که ‌برترین‌ و بالاترین‌ درودها بر آنان‌ باد ـ توسل‌ جویید.

 

از شما عزیزان‌ می‌خواهم‌ که‌ خالصانه‌ برای‌ خدا دعا کنید که‌ معاصی‌، گناهان‌ و اعمال‌ غیر صالحتان‌ را ببخشد و قلوبتان‌ را مطهر گرداند و در قلبتان ‌عشق‌ خدا و تقوا را بکارد. همگی‌ شما را هم‌ به‌ مداومت‌ بر تلاوت‌ قرآن‌ مجید، و زیاد خواندن‌ زیارت‌نامه انبیا و پرهیزکاران‌ و همچنین‌ خواندن‌ زیارت‌ وارث ‌وصیت‌ می‌کنم‌. به‌خصوص‌ زیارت‌ عاشورا را هر روز بخوانید که‌ در آن‌ منافع ‌بسیاری‌ نهفته‌ است‌. زیارت‌ عاشورا را بخوانید و ثواب‌ آن‌ را به‌ ارواح‌ شهدای ‌اسلام‌ و مقاومت‌ اسلامی‌ هدیه‌ کنید.

 

برای‌ آزادی‌ اسرای‌ اسلام‌ و پیروزی‌ و رستگاری‌ مستضعفین‌ روی‌ زمین‌، و اعتلای‌ کلمه‌ حق‌ که‌ «لا اله‌ الاالله‌، محمد رسول‌ الله‌، علی‌ ولی‌ الله‌» است‌، دعاکنید.

 

از خداوند مسئلت‌ دارم‌ که‌ پدر همواره‌ از شما راضی‌ باشد و اعمال‌ شما نیز در جهت‌ کسب‌ رضایت‌ او باشد، خدای‌ ناکرده‌ او را ناراحت‌ و عصبانی‌ نکنید که‌ پدرمان‌ نزد امام‌ قائد، سید علی‌ خامنه‌ای‌ و امام‌ منتظر حضرت‌ قائم‌(عج‌)، جایگاهی‌ عظیم‌، شأنی‌ برجسته‌ و درجه‌ای‌ بسیار عالی‌ دارد.

 

در آخر، همگی‌تان‌ را به‌ عمل‌ صالح‌ با نیّتی‌ خالص‌ برای‌ پروردگار توصیه‌ می‌کنم‌.

 

ـ آشنایان‌ عزیزم‌!

 

سلام‌ و رحمت‌ و برکات‌ الهی‌ بر شما باد. این‌ وصیت‌ نامه‌ را با هدف‌ حلالیت‌طلبی‌ و عذر خواهی‌ از شما می‌نویسم‌. شما را به‌ صبر و پرهیز از محرّمات‌ الهی‌ وصیت‌ می‌کنم‌ و اینکه‌ در تمامی ‌مراحل‌ و زمینه‌های‌ زندگی‌، فقط‌ به خدا متکی‌ باشید.

 

همگی‌ را به‌ دعا برای‌ مجاهدین‌ مقاومت‌ اسلامی‌ و پشتیبانی‌ از آنان‌ سفارش‌ می‌کنم‌؛ چرا که‌ آنان‌ در برابر استکبار متجاوز جهانی‌ قد علم‌ کرده‌، و سینه‌ سپر ساخته‌ و ایستاده‌اند.

 

به‌ همه‌تان‌ سفارش‌ می‌کنم‌ که‌ هر روز زیارت‌ اباعبدالله‌ الحسین‌ (ع‌) را بخوانید و همچنین‌ سفارش‌ می‌کنم‌ که‌ مجالس‌ عزا را برای‌ روح‌ اباعبدالله‌الحسین‌ در خانه‌هایتان‌ برگزار کنید، و اینکه‌ لباس‌ سیاه‌ بر تن‌ نکنید و غمگین‌ نشوید و به‌ هیچ‌ وجه‌ در سوگ‌ من‌ اشک‌ نریزید و اگر گریستید، اشک‌هایتان‌ فقط‌ برای‌ مصائب‌ اهل‌ بیت‌ (ع‌) و مصائب‌ حضرت‌ زهرا(س‌) باشد و بس‌. بسیار ذکر خداوند را به‌جای‌ آورید و بر اولیا و ائمه‌اش‌ توسل‌ جویید و کلام‌ مقدس‌ آنان‌ را قرائت‌ کنید. برای‌ مجاهدان‌ مقاومت‌ اسلامی‌، این‌ مردان ‌عظیم‌ عصر، این‌ حاملان‌ پرچم‌ قمر بنی‌هاشم‌ حضرت‌ اباالفضل‌ العباس‌(ع‌)، اینان‌ که‌ وارثان‌ شجاعت‌ امیرالمؤمنین‌ علی‌(ع‌) و مشت‌های‌ حسینی‌، پیشانی‌های‌ بلند و چشم‌های‌ پاک‌ با کلمات‌ حق‌ و روحیات‌ عالی‌ همچون‌ اهل‌بیت‌(ع‌) هستند.

 

در آخر دست‌های‌ مطهرتان‌ را می‌بوسم‌ و از شما خواهش‌ دارم‌ که‌ مرا حلال‌ کنید و هر آنچه‌ را که‌ از جانب‌ من‌ بر شما بدی‌ رفته‌ است‌ ببخشید و از من‌ با خوبی‌، عمل‌ صالح‌ و نیکی‌ یاد کنید.

 

ـ برادران‌ مجاهدم‌ در مقاومت‌ اسلامی‌!

 

برادران‌ مجاهد، بسیار زیاد از خداوند تمنا و خواهش‌ کردم‌ که‌ بتوانم‌ درکنار شما و در خدمتتان‌ باشم‌. در خدمت‌ شما مردان‌ الهی‌.

 

سلام‌ بر شما دلیر مردان‌، روزی‌ که‌ زاده‌ شدید و روزی‌ که شهید می‌شوید.

 

سلام‌ بر خاک‌ مقدسی‌ که‌ قدم‌های‌ مبارک‌ شما بر آنجا نهاده‌ شد و از خونتان‌ سیراب‌ گشت‌؛ همچون‌ خاک‌ تشنه‌ کربلا که‌ از خون‌ اباعبدالله‌الحسین‌(ع‌) سیراب‌ شد و دائماً ندا می‌دهد: «این‌ زمین‌ از خون‌ حسین‌ و یارانش‌ بود که‌ مقدس‌ و رستگار شد.»

 

ای‌ مردان‌، مردان‌ سازنده مجد، عزت‌ و کرامت‌ امت‌، امت‌ محمد بن ‌عبدالله‌، امت‌ علی‌ و زهرا. و ای‌ برپادارندگان‌ پرچم‌ عزت‌ و پیروزی‌ و پرچم‌ حق ‌و عَلَم‌ِ اسلام‌ ناب‌ محمدی‌، فجر با صوت‌ گلوله‌های‌ شما، و صبح‌ با ندای‌ خون‌حسینی‌ِ شما طلوع‌ می‌کند، و زمین‌ از خون‌ شما سیراب‌ خواهد شد.

 

نورانیت‌ خورشید، تلالوی‌ شماست‌ و زیبایی‌ طبیعت‌ از جمال‌ و زیبایی‌تان‌.

 

سلام‌ بر ارواح‌ مطهرتان‌ که‌ به‌ سوی‌ آسمان‌ و ملکوت‌ اعلی‌ عروج‌ می‌کند. سلام‌ بر ارواح‌ مطهرتان‌ که‌ همچون‌ اهلبیت‌ پیامبر، عاشق‌ شهادتید. ای‌ برپا دارندگان‌ مجد و پیروزی‌ امت‌ محمد و علی‌. ای‌ حاملان‌ پرچم‌ اسلام‌، بیرق‌ اباالفضل‌ العباس‌. ای‌ پیروان‌ حیدر، و ای‌ فرزندان‌ علی‌ و حاملان‌ذوالفقار.

 

ای‌ دلیر مردان‌! به‌ شما می‌گویم‌ که‌ راه‌ ما طریق‌ پر خطر و خار و خاشاکی‌ است‌. پر است‌ از سختی‌ و مشکلات‌. هیچ‌ ناراحت‌ و نگران‌ نشوید و کم‌ نیاورید که‌ شما برترین ‌هستید. از شما خواهش‌ می‌کنم‌ بر آنچه‌ خداوند متعال‌ به‌ امت‌ ارزانی‌ داشته‌ و آن‌ عمل‌ صالح‌ است‌، پایدار بمانید و دین‌ امت‌ را زنده‌ گردانید، که‌ این‌ امت‌، دشمن‌ اسرائیل‌ و برپا دارندگان‌ پرچم‌ حق‌ و درهم‌ کوبندگان‌ و خوار کنندگان‌ پرچم‌ ذلت‌، ننگ‌ و ظلم‌ و استکبار هستند.

 

همچنان‌ با روحیه‌ای‌ عالی‌ پیش‌ بروید و همواره‌ صالحانه‌ راه‌ را ادامه ‌بدهید و دشمنان‌ غاصب‌ و متجاوز را خوار گردانید؛ دشمنی‌ که‌ به‌ کوچک‌ و بزرگ‌ رحم‌ نمی‌کند. بر عمل‌ جهادی‌ و مبارزه‌ خویش‌ پایدار بمانید که‌ با این ‌اعمال‌، روحیات‌ شما بالا می‌رود و معنویت‌ و اخلاق‌ را برای‌ مردم‌، و صبر و استقامت‌ را همچون‌ کوه‌ها برایشان‌ به‌ ارمغان‌ می‌آورد.

 

برزمید و استوار باشید و در قله‌های‌ افتخار بر مواضع‌ دشمن ‌صهیونیستی‌ هجوم‌ ببرید. نکند قدرت‌ سلاحشان‌ شما را بترساند و مرعوبتان‌سازد؛ چرا که‌ شما سلاح‌ «الله‌ اکبر» دارید و قدرت‌ ذوالفقار در کفتان‌ است‌.

 

از شما عزیزان‌ می‌خواهم‌ که‌ با وجود تمامی‌ مشکلات‌ و سختی‌ها، این‌ طریق‌ الهی‌ را ترک‌ نکنید و خدایی‌ ناکرده‌ با دیدن‌ مصائب‌ و مشکلات‌، از این‌ ‌کار حسینی‌ دوری‌ بجویید.

 

همگی‌ شما برادران‌ مجاهد را به‌ صبر و بردباری‌ سفارش‌ می‌کنم‌. شما خوب‌ می‌دانید که‌ اگر سختی‌ می‌کشید، همه‌ برادرانتان‌ این‌ درد را می‌کشند، پس‌ دست‌هایتان‌ را ملتمسانه‌ رو به‌ آسمان‌ بالا برید و فریاد زنید: «یا فاطمه الزهرا».

 

ای‌ برادران‌! با وجودی‌ که‌ این‌ راه‌ بسیار صعب‌ و پر خطر است‌، ابداً آن‌ را ترک‌ نکنید و همواره‌ از کودکان‌، پیران‌ و همه‌ مظلومان‌ دفاع‌ کنید. به‌ شما توصیه‌ می‌کنم‌ که‌ سخنان‌ و کلام‌ رهبر حزب‌ الله‌ را به‌ خوبی‌ گوش‌ کرده‌ و به‌ آن‌ عمل‌ کنید، و از تکلیفی‌ که‌ حضرت‌ امام‌ خامنه‌ای‌ و دبیر کل‌ حزب‌ الله‌ لبنان،‌ جناب‌ سیدحسن‌ نصرالله‌ بر دوشتان‌ گذاشته‌اند، به‌ خوبی‌ مراقبت‌ و حمایت‌ کنید، که ‌اطاعت‌ شما از آنان‌، اطاعت‌ از امام‌ حجت‌ مهدی‌ منتظر است‌.

شما را به‌ مداومت‌ در عمل‌ صالح‌ و خالصانه‌ برای‌ خداوند سفارش‌ می‌کنم‌ و اینکه‌ با توسل‌ به‌ او یا ائمه‌ اطهار مخصوصاً حضرت‌ زهرا(س‌) به‌ آن‌ نزدیک ‌شوید.

 

به‌ شما سفارش‌ می‌کنم‌ که‌ زیارت‌ عاشورا، زیارت‌ وارث‌ و بعضی‌ آیات‌ خاص‌ قرآن‌ را هر روز و یا در حد توان‌ خود بخوانید و ثواب‌ آن‌ را به‌ روح‌ شهدا بفرستید، آنانی‌ که‌ دوستشان‌ داشتید و یاران‌ این‌ راه‌ بودند. آنانی‌ که‌ هیچگاه ‌قلب‌هایمان‌ فراموششان‌ نخواهد کرد؛ حتی‌ با گذر ایام‌ و حتی‌ اگر سختی‌ها و دوران‌ سیاه‌ بر شما فائق‌ آید.

 

از شما خواهش‌ دارم‌ که‌ مرا حلال‌ کنید و عذر می‌خواهم‌ و التماس‌ دارم ‌که‌ در دعاهای‌ خویش‌، مرا فراموش‌ نکنید.

 

ابوحسن‌

سید هادی‌ نصرالله‌

10

منابع :

خبرگزاری فارس

پایگاه حوزه

نوشتن دیدگاه

دیدگاه‌ها  

# سیده مرضیه صدر 1391-11-12 09:04
سلام با متن وبلاگتان اشک ریختم
عاقبت بخیر شوید... .
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# Guest 1391-05-27 19:34
بسم الرب النور العظیم.خیلی ممنون. بازم به معرفت ایرانی هابازم ممنون .
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# امین 1389-11-07 18:37
سلام و صلوات بر روح پاک شهیدان ره حق
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# بهنام رمانی 1389-11-07 07:19
سلام علیکم و رحمه الله.
تشکر میکنم از شما به خاطر آوردن این خاطرات بسیار ارزشمند. و از شما خواهش میکنم که این کار را ادامه دهید.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# ایرانی 1389-11-05 23:11
خوش بحال سید حسن نصرالله،خوش بحال همسر بزرگوارشون ،خوش بحال سید هادی و خوش بحال ما که چنین شیعیانی داریم .در حال خوندن سطر سطر این متن اشک ریختم اما نه اشک غم وماتم بلکه اشک شوق و غرور.انشاءالله در دیار باقی با سید و سالار شهیدان محشور شوند.امیدوارم ما هم ولایتمدار باشیم و ولایتمدار باقی بمونیم و عاقبت بخیر بشیم.خدایا به نیروهای مقاومت اسلامی در هر گوشه از جهان که هستند نیروی مضاعف و اخلاص در نیت و عمل عنایت کن.به امید ظهور امام عصر .
التماس دعا
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# Guest 1389-10-26 07:22
فیلمی از پیکر مطهرشهیدسید هادی فرزند سیدحسن نصرالله

فیلم پیکر پاک مجاهد شهید سید حسن نصرالله که دردرگیری مستقیم بانیروهای اسراییلی به شهادت رسید.

سید حسن نصرالله برای اینکه اجازه حضور به جبهه برای فرزندش بدهد سه شرط را گذاشته بود1 - به کسی نگویی فرزنددبیرکل حزب الله لبنان سید حسن نصرالله هستم 2- در پشت جبهه شرکت نکند و باید درخط مقدم جبهه حضور پیدا کند 3- هیچ مسئولیتی درارگان حزب الله قبول نکند با تمام این شرایط که بیش ازچند ماه از عقدش نگذشته بود تمامی شرایط راپذیرفت و راهی جبهه شد. روحش شاد
www.bachehayeghalam.ir/linkdump/014750.php
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# Guest 1389-10-15 10:27
خيلي عالي بود
كلي به آدم صفاي قلب مي ده
خدا كنه اين شهدا دست ما را هم بگيرن
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# محمد-رشت 1389-10-04 08:18
السلام عليكم ايها الشهداء المومنون و ايتها الشهداء المومنه جميعا ورحمه الله و بركاته
به اميد روزي كه بتونم به لبنان مقاوم خاصه جنوب آن و روضه الشهيدين يا روضه الشهداء آنجا سفر كنم و توشه بگيرم. براي سربلندي انقلاب اسلامي ايران و مقاومت لبنان و رهبرانشان دعا مي كنيم.

يا حسيــــــــن (عليه السلام)
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# حسین 1389-10-03 18:42
سلام خیلی جالب بود خدا خیرتون بده بازم ممنون از زحمات شما این مطالب خیلی تاثیر داره مخصوصا زمانی که کل دنیای کفر دارن تبلیغات میکنن علیه اسلام و ایران
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0
0
0
s2sdefault

تصاویری از گالری

گالری تصاویر

آخرین مطالب سایت

پر بازدید ترين مطالب